تبلیغات
‏موجودات فضایی‌ - ‏داستانهای مستند و واقعی‌ از ارتباط با موجودات فضایی

‏همه چیز در مورد تحقیقات بر روی موجودات فضایی‌

‏عصر مدرن

جستجو

 

‏داستانهای مستند و واقعی‌ از ارتباط با موجودات فضایی

دوشنبه 21 دی 1388   04:06 ب.ظ

رویداد های کاملا واقعی‌ خانوم بتی‌ اندرسون *** قسمت اول ***

موجودات فضایی‌

 
 

بتی در سنین ۷،۱۲،۱۳،۱۸،۲۴،۳۰سالگی این تجریبات را داشته است .در جلسه ای در سال ۱۹۶۷ خانم اندرسون تحت هیپنوتیزم عمیق به یک سد روحی برخورد می کند که بیش از آن نمی تواند رویدادها را تعریف کند .ظاهرا موجودات بیگانه توجه خاصی به سیاره ما و انواع حیات موجود در آن دارند و برای خود جدول زمانی

خاصی را تهیه کرده است که کی و به چه مقدار اطلاعات از طریق ربوده شدگان به جامعه بشریت اعلام گردد .در این جلسه اقای فرد به این نتیجه رسید شاید زمان آن نرسیده تا این سد روحی برداشته شود و تصمیم بر این گردید تا در آینده این جلسه دوباره تشکیل گردد .بتی در ۷ ژانویه ۱۹۳۷ در فیچ بورگ ایالت ماساچوست بدنیا آمد نام پدر او(( وبنو ))و مادرش ((اوا آهو ))پدر بتی مهاجر فنلاندی بود که در کودکی به امریکا مهاجرت نموده پدر بتی همسر خود را در حین خدمت در ارتش ملاقات کرد.بتی آهو سومین فرزند از پنج فرزند این خانواده است .بتی در یک خانواده مسیحی با ایمان رشد کرد و این دید از دنیای و اقعیات بعد ها او را بسیار تحت تا ثیر قرار داد او به دختر بچه با اخلاق پسرانه ولی دو ستدار طبعیت تبدیل شد که علاقه داشت ساعتها به دنبال کشف طبعیت در اطراف منزل خویش در جنگل بپردازد بتی دوران نوجوانی خود را در شهر های لئو مینستر و وست مینستر زندگی کرد .ودر وست مینستر با پسریکی از همسایگان به نام جیمز اندرسون آشنا شد و بعدها با وی ازدواج کرد و در شهر اشبورن هام جنوبی یک منزل خریداری و تعمیر نمود و با همسرش در آن مشغول زندگی شد و صاحب فرزندان زیادی گردید .وی ایمان و اعتقاداتش را به فرزندانش نیز انتقال داد .بتی در این دوران بود که اولین تجربه ربوده شدن توسط یو فو ها را تجربه نمود که بعدها در سطح کسترده ای به نام ((بتی اندر سو ن))شهرت یافت .این بر خورد نزدیک در شب ۲۵ ژانو یه ۱۹۶۷ زوی داد و در حا لیکه بتی در آشپزخانه مشغول تهیه غذا بود والدین او هفت فرزندش که در سنین ۳ تا ۱۱ سا لگی بودند همگی در اطاق نشیمن مشغول تماشای تلویزیون بودند و همسر بتی به خاطر تصا دف در یک حادثه را نندگی در بیما رستان بود. حد ود ۶.۳۵ دقیقه بعد از ظهر اول چراغهای خانه شروع به قطع و وصل می شوندو بعدجریان برق قطع می شود یک نور چشمک زن قرمز مایل به نارنجی از پشت پنجره انباری بدرون منزل که در یک فضای باز و مزرعه ای قرار داشت می تابد .بتی مادر و بچه ها را مجبور می کند در همان اطاق بمانند و این در حالی است که پدرش به کنار پنجره انباری می رود تا منبع این نور چشمک زن را بیابد . او بیش از آنچه حاضر به دیدنش باشد می بیند ونور از کنار یک تپه کوچک پشت خانه می تابیده . پشت این تپه یک مزرعه بزرگ وجود داشت او یک سری موجودات انسان نما باقیافه های عجیب می بیند که از همین جهت به منزل آنها نزدیک می شده اند آقای آهو در یک شهادت نامه رسمی جریان را این گونه توصیف می کند :موجوداتی را که من از پشت پنجره دیدم مانند کوتوله های هالووین بودند البته فکر کردم آنها یک سرپوش مضحکی را بر روی خود کشیده اند تا ادای مردانی از کره ماه را در بیاورند .و اقعا صحنه مضحکی بود آنها یکی پس از دیگری جست و خیز می کردند در ست مثل جیرجیرکها . آنها با دیدن من در جای خود ایستادند ...آنکه جلوتر از همه بود نگاهی به من کرد و احساس عجیبی در من ایجاد شد.این تمام چیزی است که من به یاد می آورم .این چهار موجود سپس از میان درب بسته چوبی منزل وارد منز ل می شوند گوئی دری و جود ندارد !!اینها بغیر از رهبر شان که قدی نسبتا بلندتر از دیگران داشته یک شکل و یک اندازه بوده اند .قد آنها سه و نیم تا چهار و نیم پا بیشتر نبوده پوست بدن آنها خاکستری و دارای جمجمه های بدون تناسب بزرگ و بشکل یک گلابی وارانه . صورت آنها شبیه بچه های مونگول بود.با چشمانی درشت به مانند چشمان گربه که در تضاد کاملی با سایر اجزا ءغیر بر جسته صورت قرار دا شت . بجای گوشها و بینی فقط چند سوراخ دیده می شد و دهان آنها به مانند یک شکاف و بسته بود .اونیفورم براق تیره و چسبان بر تن دا شته اند روی بازوی چپ آها علامتی شبیه به پرنده با بالهای باز وجود داشت .دست های سه قسمتی آنها با دستکش پوشیده و دارای کفشهای پا شنه بلند و یا چکمه مانند بر پا بودند .بتی بیش از این چیزی را به یاد نمی آورد و به همه اعضای خانو اده اش سفارش کرد از دیدن این موجودات به هیچ کس حرفی نزنند و او در آن زمان از و جود یوفو ها اطلاعی نداشت و این موجودات را فر شتگان تعبیر می کرد! هشت سال بعد از این و اقعه بتی شرح این جریان را برای محققین بیان کرد .در سال ۱۹۷۵ دکتر، جی آلن های نک ،اختر شناس مشاور علمی نیروی هوائی در رابطه با پدیده یوفو ها ، مرکزی برای تحقیق در مورد یوفو ها تشکیل داد و در روزنامه های آمریکا آگهی نمود خواهان هر گونه اطلاعاتی در مورد برخورد با یوفو ها است .با مطا لعه این آگهی بتی بنا بر اصرار اعضای خانواده نامه ای به دکتر نک درباره آن رویداد حیرت آور نو شت .در ژا نو یه ۱۹۹۷۷به نامه او تر تیب اٍر داده شد و من و تیمی از افراد کارشناس و خبره را انتخاب کرده تا با او ملاقات و در مورد تجربه خارق العاده اش بررسی کنیم . چهارده جلسه هیپنوتیزم لازم بود تا یک هیپنوتیست حرفه ای بتواند از زبان بتی و دختر یازده سا له اش تمام جریا ن آن حادثه را بشنود .بتی و دختر نوجوانش بکی جزئیات حیرت انگیزی را از این رویداد با بیان تمام احساسات و ترسهای خود تعریف نمودند .آشکار شد که موجودات بیگانه بلا فاصله به تمام ترسهای اولیه بتی خاتمه داده و ضمیر او را تحت فرمان گرفته اند و همزمان بقیه اعضای خانواده او را به حالتی از فراموشی و بیهوشی فرو برده اند .آنها با بتی به صورت تله پاتی(تماس مغز به مغز ) ارتباط برقرار می کرده اند و تمامئ قدرت اراده او را به دست گرفتند .سپس او را به بیرون از خانه برده اند و سوار سفینه بیضی شکل و کوچک خود کرده اند و سفینه از زمین بر می خیزد و با شتابی فوق العاده عوج گر فته و در آسمان به یک سفینه ای بزرگ ملحق می گردد. بتی را داخل سفینه برده و تحت تاثیر ابزاری عجیب قرار داده و از او یک معاینه کامل و فیزیکی بعمل می آورند . سپس او را از داخل یک تونلی تاریک به یک مکان نا شناخته هدایت می کنند در آنجا او شاهد و ناظر نمایشی میشود که تصاویری است از مرگ و حیات مجدد پرنده ای عقاب شکل(فونیکس)همان پرنده ای که تصویر آن را به عنوان علامت بر روی اونیفورم موجودات بیگانه دیده بود .در اینجا بدو گفته می شود او بدین دلیل برگزیده شده است تا بدنیا چیزی را نشان دهد که به روی تمام بشریت تاثیر خواهد گذاشت .پس از این پیام او را دوباره به منزلش باز می گردانند و او متوجه می گردد در طی این مدت تمام اعضائ خانواده اش بی هوش بوده اند و توسط موجودات بیگانه محافظت می شده است آنها تحت تاثیر نوعی کنترل مغزی بخواب رفته و تا بعد از رفتن این موجودات به حالت عادی بر نگشته بودند .در حین معاینه فیزیکی بتی توسط موجودات بیگانه یک سوزن بلند و انعطا ف پذیر بدرون بینی او فرو برده می شود تا شی را به بیرون بکشند این جسم خارجی که به اندازه یک نخود حجم دا شته است و ظا هرا دارای سیم های بسیار نازکی نیز بوده است همگی متعجب شده بودیم که این شی را چگونه و کی به درون بینی بتی وارد کرده بودند .و به هر حال این شی نشانه خوبی بر این مورد بود که بتی در دوران گذشته از این تاریخ نیز ملاقاتهایی را داشته است. هنگامی که هیپنوتیست قصد داشت تا بداند کی این قطعه را در درون بینی او قرار داده اند دچار چنان درد جان کاهی گردید که او را بناچار از این حالت خارج و جلسه را مختومه اعلام کرد .و به سوال کردن ادامه نداد . بتی به فلوریدا نقل مکان کرد تا با بستگان خود زندگی کند و به ناچار دیگر تحقیقات ما نیمه کاره رها شد در این حین شوهرش او را ترک و بعد از مدتی رسما از هم جدا شدند در این بین او را با سخت ترین تست های روانشناسی امریکا (تست رفرانس) و دستگاه های دروغ سنج مورد آزمایش قرار دادند و یک روانشناس متبحر نیز او را کا ملا نرمال و بدون هیچ مشکل روانی ارزیابی کرد .در این سالها بتی با باب ازدواج کرد او و همسرش معتقد بودند آنها در شرایطی همدیگر را ملاقات نموده اند که احساس می کنند از قبل این ملاقاتها توسط این موجودات برنامه ریزی شده بوده است چون باب نیزخاطره ای از رویاروئی با یوفو ها را در سال ۱۹۶۷ به یاد داشت.ما دریافتیم باب لوکا نیز در سن پنج سا لگی( تابستان ۱۹۴۴) در شهر مریدن ایالت کنتیکات تماسی با یوفو ها و در سال ۱۹۶۷ در سن ۲۹ سالگی نیز ربوده شده است. ادامه دارد...

نوشته شده توسط : ‏عصر مدرن

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها