تبلیغات
‏موجودات فضایی‌ - داستانهای مستند و واقعی‌ از ارتباط با موجودات فضایی

‏همه چیز در مورد تحقیقات بر روی موجودات فضایی‌

‏عصر مدرن

جستجو

 

داستانهای مستند و واقعی‌ از ارتباط با موجودات فضایی

سه شنبه 22 دی 1388   01:03 ب.ظ

رویدادهای کاملا واقعی خانم بتی اندرسون *** قسمت دوم ***

موجودات فضایی

 

 
رویدادهای کاملا  واقعی خانم بتی اندرسون *** قسمت دوم ***

ماجرای باب لوکار, ما دریافتیم که باب لوکا نیز در سن پنج سالگی (تابستان1944) در شهر مریدین ایالت کنتاکی تماسی نزدیک با یوفوها

داشته و در تابستان 1967 در سن 29 سالگی نیز ربوده شده است در سطوح بعد توصیف حادثه زمان کودکی باب را بازگو می کنم :روزی در حالی که باب در حاشیه جنگل مشغول تاب بازی بوده یک شی دیسک مانند با گنبدی شفاف به سوی او پرواز می کند .دو موجود بیگانه با پوست خاکستری رنگ و سرهای بزرگ از درون کنبد شی مزبور پیامی به طریق تله پاتی به او می دهند .باب که در آن لحظات کاملا بی حرکت و فلج بر روی تاب نشسته بود بعدها تحت تاثیر هیپنوتیزم در باره آن پیام اینگونه گفت:باب: آنها ابتدا به من گفتند که نباید از آنها وحشتی داشته باشم .گفتند که وقتی بزرگ شدم چیزی خوب خو اهد شد .فرد ماکس(هیپنوتیست): وقتی که بزرگتر شدید؟! چه چیز خوب خواهد شد؟منظور چیست؟باب: در حال حاضر اجازه صحبت در مورد آن را ندارم فرد ماکس:دیگر به شما چه گفتند ؟باب:که آنها با انسانهای دیگر هم ملاقات کرده اند و در آینده با افراد دیگری نیز ملاقات خواهند کرد .فرد:آن افراد دیگر در کجا هستند؟باب: در همه جا فرد :منظور شما از (در همه جا چیست)؟باب : مثلا در مدرسه بچه ای هست که از جائی دیگر آمده او همیشه در اینجا زندگی نمی کرده آنها با انسانهای دیگر از نقاط دیگر هم ملاقات می کنند نه فقط از اینجا .فرد: چه لزومی دارد که آنها با سایر انسانهای دیگر هم ملاقات کنند؟باب: برای آنکه ما را برای اتفاقات خوب آینده آماده سازند که برای همه افراد بشر خواهد بود ...در زمان تعیین شده.موجودات نورانی یوفو باز خو اهند گشت و افرادی که انها را قبلا دیده بودند از بازگشت آنها ترسان نخواهند شد .فرد: آیا شما تا زمان بزرگتر شدن می باید مرتبا در این مورد صحبت کنید تا بدین گونه بتوانند افرادی را که تجربیاتی مشابه شما را داشته اند جستجو و شناسائی نمائید ؟باب :فراموش کن تا وقتش برسد ،فراموش کن ! لحن صدای بچگانه ای که از حلقوم باب بیرون می آمد حاکی از انعطاف ناپذیری وی بود برای او برنامه ریزی کرده بودند تا پیام را فراموش کند فرد ماکس به هر شیوه و حقه ممکن که در تمام کتابهای روانشناسی وجود دارد متوسل گردید تا شاید بتواند محتوای پیامی را که باب از موجودات فرازمینی دریافت کرده بود آشکار سازد اما تلاش وی بی نتیجه ماند .آنها سدی قوی شبیه دستوری برای بعد از هیپنوتیزم در او القاء کرده بودند که فقط در زمان مورد نظر آنها می توانست که بر داشته شود .جلسات بعدی هیپنوتیزم هچنین آشکار کرد که خاطره باب از روئیت یک شی پر نده بسیار بزرگ سیلندر مانند که شی پرنده کوچک و دیسک مانندی را برای فرود به بیرون می فرستد فقط نوک کوه یخی عظیمی است که او آگاهانه از حادثه ربوده شدن خود در سال 1967 به یاد دارد در آن زمان باب که 29 ساله بود یک معاینه فیزیکی را در درون یوفو تجربه نمود .یاد آوری کامل این تجربه و ثبت آن در ضمیر آگاه او در جوار خاطرات عادی روز مره اش چنان او را به وحشت انداخت که دیگر حاضر به ادامه جلسات هیپنوتیزم نشد .بتی نیز شاید تصادفا و یا عمدا اولین تماس نزدیک خود را با این مو جودات در سال 1944 تجربه می کند .او در آن زمان فقط 7 سال داشت ودر شهر لئومینستر ماسا چوست زندگی می کرد .روزی در حالی که برای بازی به محوطه ای رفته بود و انتظار دوستش دی دی را می کشید تا بیاید و با او بازی کن از اعجازی از تکنولوژی رو برو می شود یک گلوله کوچک نورانی را می بیند که به طرف پارک بازی پرواز می کند اما قدرت تکان خوردن برای دفاع از خود را نداشته .او در یکی از جلسات هیپنوتیزم فاز دوم در این باره چنین می گوید.  ادامه دارد ...

نوشته شده توسط : ‏عصر مدرن

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها