تبلیغات
‏موجودات فضایی‌ - سفر در زمان از بعد پنجم

‏همه چیز در مورد تحقیقات بر روی موجودات فضایی‌

‏عصر مدرن

جستجو

 

سفر در زمان از بعد پنجم

پنجشنبه 24 دی 1388   06:01 ب.ظ

شاید سفر زمانى بسیار راحت تر از آن باشد كه تصور مى كنیم

ماركوس چاون
ترجمه: شهاب شعرى مقدم

خلاصه مقاله
۱- براساس نظریه ریسمان ها، جهان ما پوسته اى ۴ بعدى است كه در یك فضا- زمان ۱۰ بعدى شناور است.
۲- درصورت انحناى شدید ابعاد فراسوى جهان ما، هر ذره اى كه قادر به خروج از ابعاد چهارگانه این جهان باشد، مى تواند با میان بر زدن از میان بعد پنجم، حتى از نور هم پیشى بگیرد.

۳- حركت سریع تر از نور، از دید برخى از ناظرهاى این جهان، به معناى سفر در زمان و بازگشت به گذشته است.
۴- گراویتون ها و نوترینوهاى خنثى ذراتى هستند كه امكان خروج از جهان ما را دارند. بنابراین این ذرات قادرند در زمان سفر كنند.
۵- بدین ترتیب طى چند دهه آینده و با كمك نوترینوهاى خنثى قادر خواهیم بود ایده سفر در زمان را به طور تجربى بیازماییم.


احتمالاً عنوان جدیدترین مقاله علمى «هانریش پاس»

Pas.H

 براى شما بیش از حد عجیب و غریب و نامفهوم به نظر برسد: «منحنى هاى زمان گونه بسته در جهان هاى پوسته اى خمیده غیرمتقارن» ! اما براى آنهایى كه به فیزیك نظرى مسلط هستند این مقاله از یك حقیقت شگفت انگیز پرده بردارى مى كند. براساس این مقاله، ساخت ماشین زمان، بسیار راحت تر و دردسترس تر از آن چیزى  است كه تاكنون تصور مى شد.
پس دیگر كند و كاو طاقت فرسا در جهان براى یافتن سیاه چاله هاى چرخان یا كرم چاله هاى عجیب و غریب را ( كه تا پیش از این به نظر مى رسید كه تنها راه هاى سفر در زمان باشند) فراموش كنید. براساس نظر «پاس» و همكارانش در دانشگاه هاوایى، در سفر در زمان، همواره و در همه جا در جهان بر روى ما گشوده است. نكته جالب تر اینكه برخلاف اغلب سناریوهاى قبلى، صحت این ایده را مى توان همین جا بر روى زمین هم به معرض آزمون گذاشت. «بیل لوئیز»

Louis.B

 كه فیزیكدانى از آزمایشگاه ملى لس آلاموس در نیومكزیكو و یكى از مسئولان ارشد آزمایش معروف باریكه نوترینوى

MiniBoone

 در آزمایشگاه شتاب دهنده فرمى است دراین باره مى گوید: «به نظر من ایده اى كه «پاس» ارائه كرده، ایده اى بسیار شگفت انگیز و فوق العاده است. اما هم اكنون مسئله مهم، نشان دادن صحت این ایده است.»
البته فیزیكدانانى نظیر «لوئیز» حق دارند كه كمى محتاط باشند. در واقع باید گفت كه هرچند هیچ یك از قوانین طبیعت امكان سفر در زمان را عملاً رد نمى كنند، اما فیزیكدان ها از دیرباز با این مسئله میانه چندان خوشى نداشته اند، چرا كه سفر در زمان مى تواند فرض پذیرفته شده تقدم علت بر معلول را زیر سئوال ببرد. از طرفى نقض قانون موجبیت مى تواند اوضاع جهان را به هم بریزد. به عنوان مثال شما مى توانید به گذشته سفر كرده و از تولد خودتان جلوگیرى كنید.
وجود چنین تناقض نماهایى منجر به ارائه حدسى از سوى «استفن هاوكینگ» شد كه اصطلاحاً «حدس حفاظت از تاریخ» نامیده مى شود. براساس این حدس باید اصولى در فیزیك (كه هنوز كشف نشده اند) وجود داشته باشند كه از امكان وقوع سفر در زمان جلوگیرى كنند. تا همین سه سال پیش هیچ كس نتوانسته بود جزئیات چنین اصولى را ترسیم كند تا اینكه در سال ۲۰۰۳ گروهى از محققان كه بر روى نظریه ریسمان ها (كه بهترین گزینه براى رسیدن به نظریه اى واحد در فیزیك است) كار مى كردند، مدعى شدند كه براساس این نظریه، ساز و كارهایى وجود دارند كه مى توانند از سفر در زمان جلوگیرى كنند

تا به اینجا ظاهراً همه چیز درست بود. اما حتماً مى دانید كه فیزیكدان ها در قانع نشدن به یك جواب، شهره خاص و عام هستند. این گونه بود كه «پاس» و دو نفر از همكارانش به نام هاى «سندیپ پاكواسا»

Pakvasa.S

 از دانشگاه هاوایى و «توماس ویلر»

Weiler.T

 از دانشگاه وندربیلت در تنسى شروع به تجزیه و تحلیل مجدد نظریه ریسمان ها كردند. این نظریه، اجزاى بنیادین جهان را نه به صورت ذرات نقطه اى بلكه به شكل ریسمان هاى مرتعش انرژى مى داند. در این نظریه، ارتعاش سریع تر این ریسمان ها معادل جرم بیشتر ذرات است.
این ریسمان هاى مرتعش مى توانند نحوه هزاران نوع برهم كنش مابین تمامى ذرات بنیادى نظیر كوارك ها و الكترون ها را توضیح دهند. اما نكته اى اساسى در مورد این نظریه وجود دارد: این نظریه تنها زمانى جواب مى دهد كه این ریسمان هاى انرژى به جاى چهار بعد معمول، در یك فضا- زمان ۱۰ بعدى در حال ارتعاش باشند. در واقع براساس نظریه ریسمان ها، این ابعاد اضافى یا فوق العاده كوچك هستند، به  طورى كه تاكنون متوجه حضور آنها نشده ایم و یا بسیار بزرگ و به گونه اى خمیده هستند كه باز هم تا به حال از دید ما پنهان مانده اند.
بنابر نظریه ریسمان ها، جهان ما در واقع پوسته اى چهار بعدى است كه در یك فضا- زمان
10
بعدى شناور است. اما از آنجایى كه تمامى ذرات و نیروهاى جهان ما مقید به پوسته چهار بعدى این جهان هستند و امكان خروج از آن را ندارند، بنابراین ما نیز تاكنون از وجود ابعاد بالاتر خارج از جهان خود (یعنى همین چهار بعدى كه تجربه هاى ما محدود به آن است) هیچ اطلاعى نداشتیم. «پاس» در این باره مى گوید: «اگر واقعاً چنین باشد پس امكان میان بر زدن از میان این ابعاد بالاتر نیز وجود خواهد داشت و همین مسیرهاى میان بر است كه سفر در زمان را ممكن مى سازد.»
تجسم چنین میان برهایى كار چندان دشوارى نیست. فرض كنید كه پوسته چهار بعدى جهان ما كه در بعد بالاتر (بعد پنجم) جاى گرفته همانند كاغذى باشد كه از وسط تا شده و دو انتهاى آن بر روى همدیگر قرار گرفته است. در این صورت مى توان از نقطه اى واقع بر پوسته جهان، آن را ترك كرده و وارد بعد بالاتر شد و پس از پیمودن مسیرى كوتاه در بعد پنجم دوباره و در نقطه اى دیگر در مقابل آن به جهان بازگشت. جالب اینجاست كه اگر این صفحه خم شده (یعنى جهان ما) صفحه اى بسیار بزرگ باشد، در این صورت براى پیمودن همین مسیر از روى خود صفحه (یعنى از درون جهان) مى بایست فاصله اى بسیار طولانى را طى مى كردیم اما با خروج از پوسته جهان و عبور از میان ابعاد بالاتر عملاً میان بر خواهیم زد.
اما مسئله اى در ارتباط با تصویرى كه ارائه شد وجود دارد. اگرچه اساساً مى توان جهانى را تصور كرد كه بتوان از یك سوى آن به سوى دیگر میان بر زد اما مسئله آن است كه جهان ما نمى تواند مشابه چنین جهانى باشد. علت این امر آن است كه فضا- زمان چنین جهانى به شدت خمیده بوده و نتیجتاً با نظریه نسبیت خاص اینشتین (كه هندسه فضا را تخت یا اقلیدسى مى داند) ناسازگار خواهد بود. از آنجایى كه آزمون هاى تجربى متعددى تاكنون صحت پیش بینى هاى نسبیت خاص را در حوزه محلى موقعیت ما در جهان تا دقتى بالاتر از یك به یك میلیون تایید كرده اند، بنابراین بسیار بعید است كه پوسته چهاربعدى جهان ما همانند یك كاغذ تاشده باشد.
بنابراین پاس، پاكواسا و ویلر از فرض دیگرى استفاده كردند. آنها فضا- زمانى را در نظر گرفتند كه در آن، جهان ما یك پوسته چهاربعدى تخت بوده اما این پوسته تخت، در ابعاد بالاترى شناور است كه به شدت خمیده هستند. از آنجایى كه در این تصویر، جهان ما تخت است بنابراین نسبیت خاص همچنان در آن معتبر خواهد بود. اما میزان انحناى ابعاد بالاتر خارج از جهان ما به حدى است كه نسبیت خاص در آن ابعاد دیگر اعتبار خود را از دست خواهد داد. این امر بدان معناست كه هر چیزى كه بتواند از ابعاد جهان ما خارج شده و وارد بعد پنجم شود قادر خواهد بود یكى از بنیادى ترین اصول نسبیت خاص را زیر پا بگذارد: چنین چیزى قادر است با سرعتى فراتر از سرعت نور حركت كند.
این امر، نتایج خارق العاده اى را براى ساكنان پوسته جهان ما در بر خواهد داشت. در نظر اشخاصى كه در این جهان زندگى مى كنند، هر چیزى كه مسیرى میان بر را از میان ابعاد بالاتر هستى طى كند، ناگهان از نقطه اى از جهان ما غیب شده و در نقطه اى دیگر در جهان ظاهر مى شود. در نظر برخى از ساكنان جهان، هویت مزبور فاصله مابین این دو نقطه را حتى سریع تر از نور طى خواهد كرد. اما شگفت انگیزتر آن كه در نظر برخى دیگر، آن چیز حتى در زمان سفر كرده و به گذشته باز خواهد گشت. علت این امر آن است كه براساس نظریه نسبیت خاص، در برخى از چارچوب هاى مرجع، حركت سریع تر از نور معادل سفر در زمان و بازگشت به گذشته است. «پاس» در این باره مى گوید: «چنین مسیرهاى میان برى كه از ابعاد بالاتر هستى در خارج از جهان ما عبور مى كنند اصطلاحاً «منحنى هاى زمان گونه بسته» نامیده مى شوند. یافتن چنین مسیرهایى در واقع معادل دستیابى به رمز ماشین زمان است.»

• خروج از رویه
اما این ایده سفر در زمان نیازمند حل یك مشكل است و آن یافتن راهى است براى خروج از جهان ما و ورود به ابعاد بالاتر هستى. اما انجام چنین كارى چگونه میسر خواهد بود؟ خوشبختانه نظریه ریسمان ها راهى را براى این كار در پیش روى ما قرار مى دهد. براساس این نظریه تقریباً تمامى ریسمان هاى نمایانگر ذرات بنیادى جهان ما ریسمان هایى باز هستند و دو انتهاى این ریسمان ها همواره مقید به پوسته جهان ماست. به همین دلیل هم این ذرات هیچ گاه نخواهند توانست از جهان ما خارج شده و با ورود به بعد پنجم، مسیر میان برى را در فضا- زمان بپیمایند. اما در این میان دو استثناى مهم نیز وجود دارد: یكى ذره (ریسمان) حامل نیروى گرانش به نام گراویتون و دیگرى نوع چهارمى از نوترینو كه در برابر سه نوع معمول آن اصطلاحاً نوترینوى خنثى نامیده مى شود (منظور از نوترینوى خنثى، خنثى بودن آن به لحاظ الكتریكى نیست چراكه نوترینوهاى معمولى نیز همگى فاقد بار الكتریكى بوده و هیچ یك در برهم كنش الكترومغناطیسى شركت نمى كنند. در واقع منظور از عبارت خنثى آن است كه این نوترینوها داراى فوق بار ضعیف صفر هستند و بنابراین حتى در برهم كنش ضعیف هم شركت نمى كنند و تنها در برهم كنش گرانشى وارد مى شوند). مطابق نظریه ریسمان، این دو ذره برخلاف سایر ذرات، ریسمان هاى حلقوى بسته هستند. از آنجایى كه این ریسمان هاى بسته عملاً هیچ انتهاى مشخصى ندارند كه به پوسته جهان مقید باشند، بنابراین مى توانند آزادانه از جهان ما خارج شده و به سایر ابعاد هستى سفر كنند.
همین ویژگى گراویتون ها است كه به نظریه پردازان ریسمان كمك مى كند تا ضعیف بودن نیروى گرانش را نسبت به سایر نیروهاى بنیادى نظیر الكترومغناطیس تبیین كنند. بر این اساس، ضعیف بودن نیروى گرانش در واقع بدان علت است كه تعداد بسیارى از گراویتون هاى گسیل شده توسط ذره مبدأ پیش از آنكه فرصت رسیدن به ذره مقصد را پیدا كنند از جهان ما خارج خواهند شد و به ابعاد بالاتر درز مى كنند. اما شگفت انگیزتر آنكه خروج این ذرات از ابعاد جهان ما و میان بر زدن آنها از میان ابعاد بالاتر هستى بدان معنا است كه گراویتون ها و نوترینوهاى خنثى اساساً توانایى سفر در زمان را دارند. بنابراین «پاس» معتقد است كه به كمك این ذرات مى توان امكان سفر در زمان را به طور تجربى به محك آزمون گذاشت.
اما چنین كارى چندان آسان نخواهد بود چراكه هیچ كس تاكنون موفق به دام اندازى یك گراویتون یا نوترینوى خنثى نشده است، زیرا آشكارسازى این ذرات بسیار نامحتمل و دشوار است. در هر ثانیه هزاران میلیارد نوترینوى معمولى از بدن ما مى گذرند، اما ما متوجه عبور هیچ یك از آنها نمى شویم چراكه این ذرات، بسیار به ندرت با الكترون ها و اتم ها برهم كنش انجام  مى دهند. اما احتمال برهم كنش نوترینوهاى خنثى با ماده حتى از نوترینوهاى معمولى هم كم تر است چراكه نوترینوهاى خنثى تنها از طریق برهم كنش فوق العاده ضعیف گرانشى و نیز تبادل بوزون هیگز با ماده برهم كنش دارند. (بوزون هیگز، ذره اى است كه هنوز به طور تجربى كشف نشده است. جرم هریك از ذرات بنیادى در واقع ماحصل برهم كنش آنها با این ذره است.)
با همه این احوال «پاس» و همكارانش معتقدند كه براساس مكانیك كوانتومى راهى براى این مسئله وجود دارد. قوانین فیزیك كوانتومى حاكى از آن است كه نوترینوها مى توانند از نوعى به نوع دیگر تبدیل شوند. آزمایش هاى انجام شده در ژاپن و ایالات متحده نیز كه براى آشكارسازى نوترینوهاى خورشیدى و نیز نوترینوهاى حاصل از سایر منابع اخترفیزیكى طراحى شده اند، به طور تجربى موفق به تایید امكان تبدیل نوترینوها از نوعى به نوع دیگر شده اند. همین مسئله در مورد نوترینوهاى خنثى هم صادق است به گونه اى كه این نوترینوها نیز مى توانند به نوترینوهاى معمولى (كه با سهولت بسیار بیشترى قابل آشكارسازى هستند) تبدیل شوند و بالعكس. نكته حائز اهمیت آنكه احتمال این تبدیل، به تناسب چگالى محیطى كه نوترینوها در حال عبور از آن هستند، افزایش مى یابد.
همین نكته بود كه سبب شد تا «پاس» و همكارانش پیشنهاد انجام آزمایشى را ارائه دهند كه خواهد توانست امكان سفر در زمان را به طور تجربى نشان دهد. در این آزمایش، باریكه اى از نوترینوهاى معمولى از یك مركز تحقیقاتى واقع در قطب جنوب به سوى آشكارسازى در روى خط استوا ارسال خواهد شد. در هنگام عبور باریكه از میان كره زمین، بخشى از نوترینوها به نوترینوهاى خنثى بدل خواهند شد. ازآنجایى كه این نوع نوترینوها قادرند از میان ابعاد بالاتر فراسوى جهان ما میان بر بزنند بنابراین زودتر از بقیه به آن سوى كره زمین خواهند رسید، به گونه اى كه گویى از نور هم سریع تر حركت كرده اند. اما همین كه این نوترینوها از آن سوى زمین خارج شده و وارد اتمسفر شوند، دوباره تغییر نوع داده و به نوترینوهاى معمولى (كه قابل آشكارسازى هستند) بدل خواهند شد. اما با توجه به چرخش زمین و در كمال تعجب، این نوترینوها (كه سریع تر از نور حركت كرده بودند) در زمانى پیش از زمان آغاز حركت خود به مقصد خواهند رسید!
هرچند انجام چنین آزمایشى فراتر از توانمندى هاى فناورى فعلى بشر است، اما همان طور كه «پاس» هم به درستى بدان اشاره دارد، انجام این آزمایش طى حداكثر۵۰ سال آینده میسر خواهد شد. البته تحقق چنین آزمایشى پیش از هرچیز نیازمند صحیح بودن دو پیش فرض است. شرط اول، وجود نوترینوهاى خنثى است. اگرچه اكنون بسیارى از فیزیكدان ها معتقدند كه چنین نوترینوهایى باید وجود داشته باشند، اما این امر هنوز به   طور تجربى تایید نشده است. و شرط دوم آن است كه همان طور كه «پاس» فرض كرده است ما واقعاً در یك فضا- زمان خمیده غیرمتقارن زندگى مى كنیم. اما چنین پیش فرضى تا چه حد قابل قبول است؟
هنگامى كه اینشتین، نظریه نسبیت عام را ارائه كرد، عملاً نشان داد كه فضا- زمان تحت چه شرایطى ممكن است خمیده و یا تخت باشد. اما معادلات اینشتین چیزى درباره هندسه واقعى جهان به ما نمى گوید (بلكه صرفاً حالت هاى ممكن این هندسه را به تصویر مى كشد). بنابراین، به عنوان مثال كیهان شناسان صرفاً با اتكا به این معادلات نمى توانند بگویند كه آیا جهان ما تا بى نهایت ادامه دارد و یا اینكه این جهان، جهانى خمیده و بسته است. همین امر، در ماشین هاى زمان متفاوتى را بر روى فیزیكدان ها گشوده است، كه برخى قابل قبول تر از بقیه هستند.
به عنوان مثال، یكى از پاسخ هاى مشهور معادلات اینشتین كه براى نخستین بار توسط ریاضیدانى به نام «كورت گودل»

Godel. K

 ارائه شد، جهانى را توصیف مى كند كه با سرعت به دور خود درحال چرخش است. در چنین جهانى نور به جاى حركت در خط راست، در یك مسیر مارپیچى حركت خواهدكرد. «گودل» توانست نشان دهد مسافرى كه در چنین جهانى مسیرى طولانى را در اعماق كیهان طى مى كند، قادر است حتى از نور هم پیشى گرفته و در زمانى پیش از شروع حركت خود از مبدأ، به آنجا بازگردد. به عبارتى جهان چرخنده گودل، همانند یك ماشین زمان عمل مى كند. اما مسئله همان طور كه «پاس» هم بدان اشاره مى كند، این است كه ما واقعاً در چنین جهانى زندگى نمى كنیم.
یكى دیگر از انواع ماشین زمان را مى توان در درون سیاه چاله هاى چرخان جست وجو كرد. در سیاه چاله هاى چرخان، فضا- زمان آنچنان انحنا پیدا مى كند كه جاى فضا با زمان عوض مى شود. اگرچه این نوع ماشین زمان واقعاً در جهان ما وجود دارد اما در اینجا هم مسئله آن است كه این سیاه چاله هاى چرخان عملاً خارج از دسترس ما هستند. اما پس از سیاه چاله هاى چرخان، نوبت به نوع دیگرى از ماشین زمان مى رسد كه ایده آن براى اولین بار توسط فیزیكدانى به نام «فرانك تیپلر»

F.Tipler

 مطرح شد. این نوع ماشین زمان در فضا- زمان اطراف یك جرم استوانه اى چرخان نامتناهى شكل مى گیرد، اما به عقیده «پاس» ساخت چنین ماشینى هم عملاً غیرممكن است، چرا كه نیازمند جرم استوانه اى فوق العاده عظیمى است كه با سرعتى غیرقابل باور در حال چرخش باشد

شاید سفر زمانى بسیار راحت تر از آن باشد كه تصور مى كنیم

جهان خمیده غیر متقارن


 

یكى دیگر از گزینه هاى مطرح در مورد ماشین زمان، كرم چاله ها هستند. این تونل هاى میكروسكوپى در ساختار فضا- زمان، مى توانند یك نقطه از زمان را به نقطه اى دیگر از آن متصل كنند. اما براى عبور از میان این تونل ها هم یك مشكل اساسى وجود دارد: تونل كرم چاله ها در یك چشم برهم زدن پس از تشكیل، به طور خود به خود بسته مى شود.
براى باز نگاه داشتن این تونل ها فقط یك راه وجود دارد و آن استفاده از نوعى ماده ناشناخته است. این نوع ماده برخلاف ماده معمولى كه در حضور میدان گرانشى جذب مى شود، بر اثر نیروى گرانش دفع خواهد شد و همین نیروى دافعه است كه مى تواند از بسته شدن دهانه كرم چاله جلوگیرى كند. اما همان طور كه «پاس» هم مى گوید، ما هنوز نمى دانیم كه چنین ماده عجیب و غریبى در جهان وجود دارد یا خیر و اگر وجود داشته باشد، آیا پایدار خواهد بود یا نه.
اگرچه «پاس» اذعان مى دارد طرحى كه توسط او و همكارانش براى سفر در زمان ارائه شده نیز، نیازمند وجود ماده عجیبى است كه بتواند به بعد پنجم انحنا بدهد، اما به نظر او، به هر حال این طرحى، قابل قبول تر از بقیه طرح هاست. علت این امر آن است كه ماده عجیب ناشناخته در این طرح ( برخلاف طرح كرم چاله ها) مى تواند در میان ابعاد بالاتر خارج از جهان ما، پنهان شده باشد. بدین ترتیب طرح «پاس» مى تواند توضیح دهد كه چرا تاكنون ما با چنین ماده عجیب و غریبى در جهان مواجه نشده ایم.
البته ایده «پاس» هم مانند هر ایده دیگرى منتقدانى دارد. یكى از این اشخاص، «سیدنى دسر»

S.Deser

 از دانشگاه براندیس ماساچوست است. دسر كه ایده وجود ماده عجیب و ناشناخته را چندان نمى پسندد، همانند اینشتین معتقد است كه سفر در زمان اساساً ممكن نخواهد بود.
اما «پاس» معتقد است كه با تصویرى كه او و همكارانش از فضا- زمان ارائه داده اند، مى توان تعدادى از مسائل بى پاسخ را كه نسبیت عام با آنها مواجه است حل كرد. به عنوان مثال، برقرارى ارتباطى فراتر از سرعت نور مابین نقاط دوردست كیهان با همدیگر در جهان اولیه، مى تواند به تبادل گرمایى این نقاط با همدیگر منجر شده باشد. همین امر قادر خواهد بود كه علت یكنواختى دماى جهان را كه توسط كیهان شناسان مشاهده شده است، توضیح دهد. بدین ترتیب نظریه «پاس» مى تواند جایگزینى براى نظریه تورمى باشد (نظریه تورمى در كیهان شناسى سعى دارد تا با فرض این كه در لحظات آغازین پیدایش جهان، فضا- زمان دچار انبساط فوق العاده سریع و غیرقابل تصورى شده است، یكنواختى دماى جهان را توضیح دهد). در واقع تا پیش از ارائه نظریه پاس، عمده كیهان شناسان از نظریه تورمى حمایت مى كردند، اما مسئله آن است كه هیچكس تاكنون موفق به ارائه جزئیات فیزیك وراى مسئله تورم كیهانى نشده است.
• جهان خمیده
در این میان برخى نیز به آن بخش ایده «پاس» كه به فضا- زمان خمیده غیرمتقارن مرتبط است با دیده تردید مى نگرند. «تونى پادیلا»

T.Padilla

 از دانشگاه بارسلوناى اسپانیا یكى از این اشخاص است. وى مى گوید: «این نظریه قطعاً نظریه جالب توجهى است، اما هنوز زود است كه وجود چنین فضا- زمانى را كه این نظریه بدان اشاره دارد، طبیعى بدانیم. ابتدا باید پایدار بودن این نوع فضا- زمان را ارزیابى كرد و من به شخصه معتقدم كه چنین فضا- زمانى پایدار نخواهد بود ؛ هرچند ممكن است من در اشتباه باشم.»
البته «پادیلا» اذعان مى دارد كه ممكن است در آینده مشخص شود كه یك جهان  پوسته اى با همان ویژگى هایى كه گروه «پاس» بدان اشاره دارد، جهان پایدارى خواهد بود؛ اما در نظر «پادیلا» هنوز چنین چیزى روشن نیست.
«جان كرامر»

J.Cramer

 نیز از دانشگاه واشینگتن در سیاتل معتقد است كه در ایده پاس، نكات جالبى نهفته است؛ اما او نیز مى گوید: «تحقق این ایده نیازمند وجود یك جهان پوسته اى خمیده غیرمتقارن است، اما ممكن است جهان ما مشابه چنین جهانى نباشد.» و ادامه مى دهد: «اما به هر حال این ایده، ایده اى بسیار شگفت انگیز است.»
البته چنانچه سفر در زمان براساس ایده «پاس» ممكن باشد، تنها ذرات خاصى نظیر نوترینوهاى خنثى و گراویتون ها امكان این سفر را خواهند داشت و بنابراین ما عملاً امكان دخل و تصرف چندانى را در گذشته جهان نخواهیم داشت. اما «پاس» با نگاهى واقع بینانه به بحث مسافرت در زمان نگاه مى كند. او معتقد است تا زمانى كه به لحاظ نظرى احتمال سفر در زمان وجود داشته باشد، انجام آزمایش هاى تجربى در این زمینه به زحمتش مى ارزد. او در این مورد مى گوید: «حتى چنانچه سفر در زمان میسر هم نباشد، با تحقیق بر روى ذراتى نظیر نوترینوهاى خنثى مى توان به ماهیت آن قانون هاى فیزیك پى برد كه از چنین سفرى جلوگیرى مى كنند.» به هر حال، اولین پاسخ ها به پرسش هاى مطرح در مورد ذراتى نظیر نوترینوهاى خنثى به زودى و توسط نتایج آزمایش باریكه نوترینوى

MiniBoone

 ارائه خواهد شد. این آزمایش تا اواخر همین امسال قادر خواهد بود كه وجود نوترینوى خنثى و مسیرهاى میان بر در ابعاد فراسوى جهان ما را به طور تجربى تایید كند. اما اگر سفر در زمان واقعاً حقیقت داشته باشد، ممكن است پاسخ همه پرسش هاى ما، پیش از پرسیدن آنها ارائه شده باشد


نوشته شده توسط : ‏عصر مدرن

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها