تبلیغات
‏موجودات فضایی‌ - بشقاب پرنده و موجودات ناشناخته

‏همه چیز در مورد تحقیقات بر روی موجودات فضایی‌

‏عصر مدرن

جستجو

 

بشقاب پرنده و موجودات ناشناخته

پنجشنبه 24 دی 1388   07:05 ب.ظ

ماجرای بشقاب پرنده هایی كه در تابستان پنجاه سال پیش در شهر رازول آمریكا فرود آمدند، همچنان موضوع بحث محافل علمی و غیرعلمی در آمریكا و سرتاسرجهان است. هرچند كه

دولت آمریكا بارها اعلام كرده است كه حادثه رازول یك دروغ است، اما شواهد بسیاری وجود دارد كه حكایت از آن می كند كه موجودات فضایی واقعاً در سال 1947 در روی كره زمین و در شهر رازول فرود آمدند و مسایلی را آفریدند، فرانك كافمن هشتاد و یك ساله، یكی از ساكنان شهر رازول آمریكاست. او یكی از اندك شاهدان زنده حادثه «رازول» در تابستان 1947 است او می گوید به چشم خود دیده است كه بشقاب پرنده ای سقوط كرد و اجساد سرنشینان فضایی آن را نظامیان آمریكایی جمع آوری كرده و با خود بردند. كافمن در ژوئیه 1947 كه كارمند غیرنظامی پایگاه هوایی رازول بود از طرف فرماندهان این پایگاه مأموریت یافت تا ببیند چه چیزی در بستر خشك رودخانه، در شمال غربی شهر سقوط كرده است. او می گوید: «از نزدیك دو جسد موجود فضایی را دیدم كه یكی در بقایای خرد شده بشقاب پرنده و دیگری روی سنگی در بستر رودخانه افتاده بود. آنها موجوداتی خوش قیافه، با صورت و پوستی به رنگ خاكستری بودند، صد و شصت و پنج سانتیمتر طول قدشان بود. با چشمانی كه اندكی از حدقه بیرون آمده، گوش های كوچك، بینی كوچك بدون مو و ظاهر زیبا بودند.من نظامیان را دیدم كه 5 جنازه را در كیسه هایی ریختند و در یك خودروی جیب گذاردند و بردند.»
علاوه بر آقای فرانك كافمن، شاهدان بسیار دیگری وجود دارند كه خبر از وقوع اتفاقی خارق العاده در شمال غربی شهر رازول می دهند.
با این وصف، دولت و ارتش آمریكا بنا به دلایلی همیشه این حادثه را انكار كرده است. پایگاه هوایی رازول در روز هفتم ژوئیه سال 1947 در بیانیه ای مطبوعاتی اعلام كرد به یك دیسك پرنده دست یافته است اما ساعاتی بعد در همان روز، یك ژنرال نیروی هوایی در تگزاس گفت، شیء مورد بحث در واقع یك بالون هواشناسی بوده است. در همین ارتباط، خانم گلن دنیس، كه در آن زمان یك تكنسین 22 ساله بود نیز می گوید: «در اوایل ژوئیه سال 1947 شاهد فعالیتهای عجیب در پایگاه هوایی ارتش بودم و پرستاری در پایگاه سرم داد زد و گفت: با حداكثر سرعتی كه می توانی از اینجا برو.» او می گوید: پلیس نظامی وی را از پایگاه بیرون كرد و به او دستور داد كه آرام باشد. اما پرستار روز بعد او را یافت و به او گفت: «موجودات كوچكی را كالبد شكافی كرده كه وزن بدنشان به زحمت به 14 كیلو می رسید و چشمها و سربزرگ با چهار انگشت در هر دست داشتند كه در انتهای هر انگشت یك زایده مكنده قرار داشت.» (در اینده درباره  شهر رازول باز هم خواهم نوشت )

در سال 1970 لایمادف که یک افسر بلند پایه کا .گ .ب بود به غرب پناهنده شد . او علاوه بر اسرار نظامی . حادثه ای را تعریف کرد که مدتها خبر اول تمام خبرگزاری های بزرگ شد . او پرده از رازی برداشت که برای انسان امروز باور کردنی نبود . او از سقوط بشقاب پرنده ای در جنگلهای سیبری خبر داد, و از ان بدتر چند نفری که خبر سقوط بشقاب پرنده را به ماموران امنیتی داده بودن همانجا کشته شدن تا خبر مخفی بماند . او همچنین از پایگاهای مخفی که در ان دانشمندان علوم مختلف به صورت شبانه روزی مشغول فعالیت هستن سخن گفت . او بعد از افشای این مسائل همیشه در هراس بود تا توسط  ماموران کا .گ . ب گشته نشود . تصویری  از همین حادثه


نوشته شده توسط : ‏عصر مدرن

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها